پيشگيري بهتر است يا درمان؟

چرا پيشگيري بهتر ازدرمان است؟

حتما تا به حال سري به مراكز درماني زده ايد. چهره هاي رنگ پريده و سرخ رنگ كه هر دو خبر از سر ضميرمي دهد. نوبت نشسته هايي كه يكي از درد به خود مي پيچد و آه و ناله، امان ديگري را بريده. ديگري مدام به ساعت و گذر زمان مي نگرد و ديگري از زمان سپري شده و نگرفتن خدمات با منشي درگير مي شود و…
به راستي علت اين همه بيماري چيست؟ غير از محيط، سهم افراد چيست؟ نقض فرهنگ پيشگيري چيست كه گرايش به درمان بيشتر است و…

¤ اصولادرمان امري ست ملال آور؛ حال آنكه پيشگيري مي تواند مفرح باشد.
به ديگر بيان افعالي كه براي درمان فرد از سوي ديگران- يا خود- انجام مي گيرد همواره تداعي كننده بيماري فرد است. و اين عاملي است تا تعادل روحي و رواني فرد را تضعيف كند. چرا كه اين فرد بيمار- با علم به ميزان علاج پذيري بيماري اش- مايوس و ناميد است. خسته است و حوصله اي براي انجام امور ندارد. و اين در مقابل پيشگيري است كه خود، عامل اميد است و از اين رو مي توان گفت كه فرد را درتعالي روح و روان نگاه مي دارد. چرا كه شرايط روحي و رواني يك فرد درحال تندرستي بهتر ازشرايط بيماري براي همان فرد است. از ديگر سو در امر پيشگيري، فرد خود را به نوعي مصون- يا مصون تر از ديگران كه بيمار نيستند اما پيشگيري هم نمي كنند- مي بيند و همين امر باعث ايجاد يك غرور و عامل تحرك وپشتكار براي ادامه راه زندگي است.
¤ هزينه هايي كه براي درمان صورت مي گيرد به اين گونه است كه در زماني كوتاه فرد را متحمل هزينه هايي بالامي كند. اما درامر پيشگيري، فرد دربرهه هاي طولاني مبالغي را متحمل مي شود. از اين رو فشاري بر زندگي او نيست. به علاوه آنكه تهيه نكردن ابزار و وسايل و… براي درمان (حتي يك دوره) خطرناك است و بنا به بيماري حتي مي تواند موجب مرگ شود. اما عدم استفاده از اعم نوشيدني ها و خوردني ها (به عنوان منابع حاوي ويتامين ها و مواد معدني براي پيشگيري از طيف وسيع بيماري ها) مشكل حادي را ايجاد نمي كند.
¤ امر درمان باعث ضايع شدن زمان است. در صورتي كه امر پيشگيري درطي زمان است. بدين معنا كه مديريت زمان درامر درمان با ديگران است و در امر پيشگيري با فرد. بسيار بيماري هايي كه نياز به مراجعه ممتد به مراكز درماني دارد كه خود مهم ترين عامل براي تضييع زمان است. البته زمان استراحت فرد، زمان رفت و آمدها و… نيز مضاف بر زمان فوق مي شوند. و اين درمقابل امر پيشگيري است كه عنصر زمان به خدمت فرد است. به عنوان مثال گفته مي شود كه خوردن يك عدد از فلان ميوه در طول روز باعث پيشگيري از فلان بيماري است. اينجاست كه فعل خوردن محدود به زمان خاصي نمي شود و فرد است كه تصميم مي گيرد «چه زمان» اين كار را انجام دهد.
¤ امر درمان علاوه بر آنكه براي فرد هزينه آور است هزينه اي را هم براي دولت دارد. در صورتي كه نتيجه اين كار رسيدن به تعادل- و نه تعالي- جسماني و تلاش براي «سالم شدن » است نه «سالم ماندن». در صورتي كه در پيشگيري اعم هزينه هاي دولت براي «سالم ماندن» است و اينگونه است فردي كه تلاشش براي «سالم ماندن» است نسبت به فردي كه تلاشش «سالم شدن» است به تعالي قواي فكري، جسمي، روحي و اثرگذاري نزديك تر است.
¤ از آنجا كه معمولاوجود يك نوع ويتامين در بدن باعث پيشگيري از چندين بيماري مي شود و اينكه نوع و گونه ويتامين ها در انحصار يك يا چند ميوه نيست؛ مي توان گفت كه پيشگيري در دست تر از درمان است. و اين مضاف بر آن است كه هر ميوه حاوي چندين نوع و گونه ويتامين و مواد معدني است و با استفاده در فن آوري امروز، توان توليد ميوه هاي مختلف- يعني تنوع و تعدد ويتامين ها و مواد معدني مفيد- وجود دارد. ازاين رو محدوديت استفاده از ميوه ها و سبزيجات در امر پيشگيري بسيار نادرتر از امر درمان- كه اصل آن داروهاي شيميايي مي باشد! – است.
¤ درمان يك جانبه است اما پيشگيري چند جانبه. بدين معنا كه درمان براي اثر مخصوص است اما پيش گيري مي تواند براي جلوگيري از چند اثر باشد.
¤ درمان به نوبه خود عامل محدود كننده فرد و در نتيجه جامعه بيمار است در صورتي كه پيشگيري اگر عامل تحرك نباشد، عامل محدوديت هم نمي باشد. زيرا بيماري هايي وجود دارد كه براي آنها محدوديت فعاليت و شغل وجود دارد. به ديگر بيان، فرد با ابتلابه بيماري خاص از ادامه فعاليت در گروه خاصي از اشتغال منع مي شود. در حالي كه در پيشگيري شاهد اين قضيه نيستيم. به عنوان مثال شخصي كه دچار بيماري قلبي است از انجام گونه خاصي از امور منع مي شود. اما در مقابل فردي كه از آبزيان دريايي و انواع روغن هاي بدون كلسترول و … براي پيشگيري از ابتلابه بيماري قلبي استفاده مي كند با منعي مواجه نيست.
¤¤ محدوديت براي پيشگيري مي تواند گونه اي از «پرهيز» باشد. پرهيز به آن معنا كه فرد با پرهيز از امور، افعال و… سعي در «سالم ماندن» دارد.
¤ پيشگيري مي تواند عامل كاهش جرم باشد. حال آنكه درمان مي تواند عامل افزايش جرم باشد. چرا كه يك بعد درمان هزينه هاي آن است و اگر اين هزينه ها به دنبال يك بيماري صعب العلاج براي خانواده – كه توان آن را ندارد- نمودار شوند؛ مي تواند به جرم ختم شود. و اين در كنار بيماري هاي روحي و رواني است كه احتمال انجام جرم براي بيمار يا نزديكان او- با كميت بيشتر و كيفيت بالاتر و خطرناكتر- افزايش مي يابد.
¤ پيشگيري يك فرهنگ است و درمان يك علم. فرهنگ پيشگيري بالاتر از علم درمان است. به ديگر سخن هرچه پيشگيري بيشتر باشد، درمان كمتر است و هر چه درمان بيشتر مدنظر باشد به اين معني است كه بيماري ها افزايش يافته و متعاقب آن پيشگيري كمتر مدنظر است. در واقع با در نظر گرفتن اعم هزينه ها، زمان، احساس هاي نامطلوب براي بيمار، احتمالات وقوع جرم و الخ مي توان گفت كه فرهنگ پيشگيري كارگرتر از علم درمان است.

چند راهكار پيشنهادي براي جايگزيني فرهنگ پيشگيري به جاي فرهنگ درمان: 
¤ به مردم بياموزيم كه پيشگيري هزينه نيست، بلكه صورتي از پس انداز است.
¤ در دنياي امروز يكي از بعدهاي عمل كردن يا نكردن به يك قضيه بعد اقتصادي آن مي باشد. بايد فرهنگ درست پيشگيري را به مردم آموخت. به عنوان مثال مردم را توجيه كنيم كه مصرف اين مقدار از فلان چيز براي پيشگيري- يا پائين آوردن احتمال- از فلان بيماري كافي است. و مصرف بيشتر آن اگر مضر نباشد باعث هزينه هاي اضافي و بي نتيجه مي شود.
¤ «چه چيز خوردن»، «چه مقدار خوردن» و «چگونه خوردن» بايد توسط دستگاههاي فرهنگي به مردم آموخته شود. زيرا مادامي كه سرو انواع نوشيدني هاي غير مفيد و انواع غذاهاي لذيذ و كم خاصيت از اين رسانه ها تبليغ مي شود بايد به فكر درمان باشيم نه فرهنگ پيشگيري.
¤ به مردم بقبولانيم كه توانايي فرهنگ پيشگيري كمتر از علم درمان نيست. زيرا جامعه اي كه مي تواند با پيشگيري- و داشتن علم درمان- با يك بيماري مبارزه كند تواناتر از جامعه بيماري است كه باتكيه بر علم مي تواند درمان كند و در حين درمان به فكر پيشگيري مي افتد. زيرا جامعه اول مديريت درمان دارد و جامعه دوم حتي اگر مديريتي داشته باشد، نيازمند بازبيني و تقويت است.
و سخن آخر اينكه اولين پيشگيري پرهيز است. و اولين نوع پرهيز، پرهيز دادن شكم است كه بنا به فرموده رسول اسلام(ص) خانه امراض است. و فراموش نكنيم جامعه اي در مواجهه با بيماري ها برتر است كه در عين داشتن علم درمان، تمايل نتيجه دار بيشتري به سوي فرهنگ پيشگيري داشته باشد.

جلال فیروزی

 روزنامه كيهان، شماره 19560 به تاريخ 26/10/88، صفحه 9 (مدرسه)

به اشتراک بگذارید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *