یادداشتی از مهدی سلطانی ازفعالان فرهنگی:

وقتی مدیریت علمی ازتئوری به میدان عمل واردمیشود؟

مدیریت کشکی: نوعی مدیریت است که فقط برای ایام خوشی و دلبَرَکی به درد می‌خورد. این نوع مدیریت زمانی متجلی می‌شود که خزانه پر مَلات باشد، و البته با پایان دوران این جریان، سه سوت خزانه با بدهی انباشته و تورم و گرانی تحویل داده می‌شود و خلاص

مدیریت اتوبوسی(سورتمه ای) :درسیستم موجود ، وقتی مدیری منصوب می‌شود، کلیه معاونین و مدیران زیرمجموعه خود را با یک اتوبوس به همراه خود به سازمان جدید می آورد.هر وقت هم که آقای مدیر بخواهد به سازمان دیگری جابجا شود، همه مدیران زیرمجموعه را مجددا سوار اتوبوس می کند و به همراه خود می برد البته گاها تعدادی از این بزرگواران بخاطرناکارآمدی در درکف اتوبوس رسوب نموده ومی چسبند ودراینده اینان ساختار آن سیستم را تشکیل می دهند.

مدیریت بدون بلیط : این مدیریت بدون نیاز به تخصص وتوانائی های فردی وهمچنین سلامت روحی بدون بلیط و مجوزهای لازم و در بین راه سوار اتوبوس می‌شود، این مدیران با رانت سیاسی براین مسند تکیه می زنند وجالب اینکه گاها مدریت اتوبوس را نیز بعهده می گیرد.

مدیریت آویزان(ارادت بجای مهارت) : این نوع مدیریت با تغییر رنگ و جناح سیاسی در بعد از هر انتخابات آغاز می‌گردد، بدین صورت که تا دیروز آن طرفی بوده و چون این طرفی پیروز شده، به طرفه العینی هِدِر وبلاگ و فیس‌بوک خود را عوض نموده و این طرفی می‌شود. مشی سیستم دستمالیزاسیون این گروه تا جایی ظرفیت تغییر دارد که حتی لیست پیروزشدگان این طرفی را در پس زمینه گوشی تلفن همراهش می‌گذارد که آدمیزاد شک می‌کند که یاللعجب! مگر این فرد تا دیروز گفتمان آن طرفی را بلغور ‌نمی‌کرد؟اگربخواهید بعنوان یک مدیر مطرح شوید اول از همه باید بدانید که موج به کدام سمتی در حال موجیدن! است! مثلا در کوران انتخابات باید قادر باشید که بدانید به کدام ستاد انتخاباتی بروید و به کدامیک نروید؟ به چه کسی نوشابه باز کنید و با چه کسی به چای و قلیان بروید و … این تشخیص، استراتژیکی‌ترین و مهم‌ترین موضوع در عرف رایج مدیریت است.
مدیریت آویزان به محض تغییر رنگ در ظاهر و منش، با گمانه زنی و شایعه‌پردازی خود را به عنوان مدیر اینجا و آنجا معرفی می‌کنند تا بالاخره از جایی آویزان شوند و سرشان بی کلاه نماند.این نوع مدیریت به نوعی مشمول مدیران اجاره ای هم میشود.
مدیریت قبیله ای: در این نوع مدیریت هیچ کس خارج از قبیله حق تکیه زدن بر مسند قدرت را ندارد , بنوعی این قسم ازمدیریتها سرقفلی است فلذا مدیریت اجاره ای یا اکتسابی یا براساس شایستگی نیست شرط اساسی عضویت رسمی درقبیله است .
بینش های مدیریتی:

۱- موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.

۲- عشق به خدمت مانع از استعفا میشود.

۳- افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است.

۴- برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود.

۵- یک کارمند ساده، ۵ سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش ۵ بار عوض شده.

۶- اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند.

۷- اگر کسی به هردلیلی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد.

۸- مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار میکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار میشوند.

۹- برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن میکنند.

۱۰- مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را میگیرند.

۱۱- مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.

۱۲- شما مدیرتان را صدا نمیزنید، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمیدهد.

۱۳- برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت میکند

نویسنده: مهدی سلطانی

به اشتراک بگذارید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *