سعید سیف: دکتر عیسی کلانتری با سابقه ۱۳ ساله فعالیت در وزارت کشاورزی، این روزها به شدت نگران منابع آبی کشور است؛ منابعی که در طول این سالها آسیب دیده و کشور را در آستانه بحرانی جدی قرار دادهاند. او که وزارت کشاورزی در دولت سازندگی و اصلاحات را برعهده داشته، معتقد است «زمانی که کشور با این همه مسایل زیستمحیطی، اقلیمی و کمبود آب مواجه است، صحبت از خودکفایی بیمعناست» مشروح گفتوگوی دکتر عیسی کلانتری با سایت خبری و تحلیلی ندای ایرانیان در ذیل آمده است:
بسیاری از تمدنها با آب به وجود آمدهاند، رشد کردهاند و شکوفا شدهاند، اما با کمبود و بحران آب آنها از بین رفتهاند و نشانی از آنها نیست. آیا تمدن هفت هزارساله ما ممکن است در این سرزمین روزی به دلیل کمبود آب از بین برود؟ در خصوص آب بسیار صحبت شده، اما باید دید زیرساخت و بسترهایی برای حفاظت از آب و استفاده بهینه از آن مهیا شده است؟
بحران آب فعلی در ایران از تقریبا ده سال پیش شروع شد. ایران با بهرهبرداری از ٩٧درصد آبهای سطحی خود عملا تمام رودخانههای خود را خشک کرده است و دیگر آبی در طبیعت باقی نمانده است. این موضوع به معنای آن است که اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود ٧٠درصد ایرانیان یعنی جمعیتی معادل ۵٠میلیون نفر برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت از کشور هستند. سرانه آب تجدیدپذیر کشور به100میلیارد مکعب رسیده است.مدیریت ناصحیح ما موجب خشک شدن تالابها و هدر رفتن آبهای سطحی و زیر سطحی شد. من معتقدم ایران در میانه راه خطر و بحران آب است، حتی اگر الان هم مدیریت صحیحی را اجرا کنیم ما با بحران مواجه نخواهیم شد. واقعیت این است مصرف آب ما بیشتر از توان طبیعت ماست. الان با بیلانهای منفی سرسام آوری در منابع آبهای زیرزمینی روبرو هستیم که به نظر من کمتر کشوری در جهان با این آمار و ارقام مواجه است. قطعاً اگر فکر سریعی نشود و همین امروز تصمیمات حادی گرفته نشود و جلوی بهره برداری بیرویه، استفاده نامطلوب و تجاوز به طبیعت از بعد آب گرفته نشود، این سرزمین قطعاً در آینده وضعیت بسیار خطرناکی خواهد داشت. زمانی که کشور با این همه مسایل زیستمحیطی، اقلیمی و کمبود آب مواجه است، صحبت از خودکفایی بیمعناست
آقای دکتر چه میزان آب نیاز داریم و چه میزان نزولات آسمانی است و چقدر مجاز هستیم از آب استفاده کنیم؟
حدود ۵۰ سال پیش، زمانی که وزارت آب و برق تشکیل شد، برآورد کردند که آبهای تجدیدپذیر کشور بین ۱۳۰ تا ۱۳۵ میلیارد مترمکعب میباشد، ما در سایه این عدد خوابیده بودیم، درحالیکه این عدد امروز نیست. مسئولین وزارت نیرو با احتیاط صحبت از ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیارد مترمکعب میکنند ولی یقیناً حدود ۹۰ میلیارد یا کمتر از آن میباشد. ما باید تفکراتمان را تغییر دهیم. ما دیگر مقدار ۱۳۰ تا ۱۳۵ میلیارد مترمکعب آب تجدیدپذیر در کشور نداریم، به دلایلی که در بخش کمی از آن انسانها موثر بودهاند، تغییر اقلیم، نمونهاش روان آبهای ما که سالانه ۹۳ میلیارد مترمکعب بود، در بارشهای ۲۴۵ تا ۲۵۰ میلیمتر، این روانآبها در سالهای اخیر به ۵۳ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است. درحالیکه بارندگیهای ما خیلی تغییر نکرده است. حتی بارندگیها غیرموثرتر شدهاند، تعداد بارانها بیشتر شده ولی مقدار بارشها کمتر شده، برف کمتر شده بارندگی اضافه شده و این موارد بارندگی را غیرموثرتر کردهاند. بخشی که میتوانیم در وهله اول روی آن حساب کنیم روان آبها هستند. ۹۳ میلیارد مترمکعب روان آب در گذشته داشتهایم، الان با اینکه بارندگی ما متوسط در حدود ۳% کاهش پیدا کرده، روان آبهای ما ۴۸% کاهش داشته و به حدود ۵۳ میلیارد مترمکعب رسیده است. قبلاً ما روی ۱۳۴ حساب میکردیم الان باید زیر ۱۰۰ میلیارد مترمکعب حساب کنیم. قبلاً حدود ۸۰ درصد از آبهای تجدیدپذیرمان را استفاده میکردیم، درحالیکه طبق تعاریف بین المللی سازمان جهانی محیط زیست، سازمان خوار بار جهانی هیچ کشوری در حقیقت برای درازمدتش نمیتواند بیش از ۴۰% آبهای تجدیدپذیرش را استفاده کند. درحالیکه ما الان بیش از ۸۰% از آن را استفاده میکنیم. نتیجه این است که طبیعت ما درحال از بین رفتن است. تالابها خشک میشوند آبهای استاتیک به سرعت کم میشوند آبهای دینامیک دیگر آن ۵۰ میلیارد مترمکعبی که قبلاً بود، اصلاً دیگر وجود ندارد. الان ۶۲ میلیارد مترمکعب از آبهای زیرزمینی را در سال داریم تخلیه میکنیم. حق و حقوق نسلهای بعد را ما داریم از بین میبریم. مسئله آب کشور دیگر تعارف پذیر نیست. نمیتوانیم بگوییم در آینده با بحران روبرو هستیم همین الان داخل بحران هستیم. شهرهای بزرگ ما مشکل آب دارند. در کشاورزی در ده تا دوازده سال اخیر تقریباً افزایش تولید نداشتهایم. چون آب روز به روز کمتر میشود. آب در حال شورتر شدن است. طبیعت ما در حال از بین رفتن است. امروز در داخل کشور یک تالاب آبدار نداریم. از هامون تا هورالعظیم و از ارومیه تا بختگان خشکیده است. طبیعت چگونه نشان دهد که کشور در حال از بین رفتن است؟ این ماییم که باور نمیکنیم که آب نداریم. کماکان برداشت بیرویه، مصرف بیرویه، ضایعات بیرویه، فشار بر طبیعت به جای اینکه منابعمان را اصلاح کنیم و در زیربناهای مربوط به آب سرمایه گذاری کنیم، پول مملکت را توزیع میکنیم که جز تورم چیز دیگری از آن درنمی آید. واقعاً جملهای که شما گفتید من به واقع میترسم که اگر ۲۰ تا ۲۵ سال آینده با همین روش از آب بهره برداری کنیم، سرنوشت قوم مایا و سومر سر ملت ایران هم بیاید. این دور از انتظار نیست. ۱۰-۱۱ سال پیش خدمت رییس جمهور محترم نامهای نوشتم مبنی بر اینکه دریاچه ارومیه در حال خشک شدن است، کسی باور نکرد. درحالیکه جزو سالهای پرآب دریاچه بود و حالا امروز ما با دریاچه خشک روبرو هستیم. بقیه هم به همین شکل.
تصویری که شما ساختید تصویر بسیار نگران کنندهای برای آینده است، چه باید کرد؟ این سدهایی که زده شده و آب را برای کشاورزی و باغات میدهند. چه اشکالی وجود داشته که ما به نوعی با سدسازیها مدیریت آب کردهایم، ولی این سدسازیها موفق نبودهاند؟
ما در یک بخش سرمایه گذاری کردهایم و بخشهای دیگر را رها کردهایم. ما دیوارههای سدها را ساختهایم، روان آبها را پشت سدها محبوس کردهایم و دیگر فکری به حال زیردست آن نکردهایم که این آب چگونه میخواهد منتقل شود و چگونه به مزرعه برسد و در مزرعه با چه سیستمی مورد بهره برداری قرار گیرد، که بهره برداری درستی باشد. ما میگوییم بهره وری ما در کشاورزی پایین است، که درست است و حدود ۳۶-۳۷% است، که از این مقدار حدود ۶۰% ضریب انتقال آب در شبکه هاست و ۶۰% در مزرعه است، پس از ضرب شدن در هم معادل ۳۶% میشود. کشاورز در مورد انتقال آب کارهای نیست، کار دولت و حاکمیت است. خوب ضریب آن ۶۰% است.
یعنی خود انتقال آب دچار مشکل است؟
خود انتقال آب دچار مشکل است، درخاک فرو میرود که امکان دارد پسآب آن بازچرخانی داشته باشد، ولی از اصل و در مزرعه ضایع میشود. سرمایه گذاری نمیشود. (وقتی سرمایه گذاری نمیشود بیمایه فتیر است). ما بگوییم بهره وری افزایش پیدا کند، باچی؟ شما آب را بخواهید با صددرصد ضریب انتقال به مزرعه برسانید اگر در مزرعه سرمایه گذاری نشود، ضریب بهره برداری ۶۰% خواهد بود و ۴۰% پرت میشود.
آیا فناوری لوله کشی و آبیاری تحت فشار در کشور وجود دارد؟ آیا کارخانجاتی که این تجهیزات را بسازند داریم؟ اینها را بعد صحبت میکنیم. اما به سراغ انتقال برویم. دولت چگونه در بخش انتقال سرمایه گذاری نکرده است؟
اصولاً جذابیت کار در جاییست که پول هنگفتی باشد، پیمانکاری بیاید، مشاوری بیاید و در یک محدوده جغرافیایی بسیار محدود سدی ساخته شود، این انگیزه دارد. ولی وقتی بخواهد پایینتر برود پخش میشود. انگیزه نمایش دادن ندارد، انگیزه پیمانکاریهای اصلی را در موارد کوچکتر ندارد. آنها جلو افتاده و ساخته شده است که بسیاری از آنها بیآب هستند. سد کرخه را با ظرفیت ۷/۵ میلیارد مترمکعب ساختهایم، هیچ وقت این سد پس از ساخت به ۲ میلیارد مترمکعب آب نرسیده و حتی در محاسبات و بررسیهایمان دقیق نبودهایم که این سد که میسازیم در آن آب خواهد بود یا نخواهد بود؟ سدها را به مراتب بیشتر از ظرفیت رودخانههایمان ساختهایم. همین سد ساوه را برای ۱۷۰-۱۸۰ میلیون مترمکعب ساختهایم، هیچ وقت ۳۰ میلیون مترمکعب آب پشت آن نبوده است. یعنی سرمایه گذاریهایمان هم در آن مناطق بیحاصل بوده و به جای اینکه صد واحد سرمایه گذاری کنیم، سیصد واحد سرمایه گذاری کردهایم. آن دویست واحد را باید در شبکههای انتقال میبردیم، که در آنجا قربانی کردهایم. پس انگیزه کمتری بود چون کار سختتر و پیچیدهتر است و وقتی وارد کار مردمی میشویم، خوب کار سختتر است تا در یک محل یک زمینی را بگیریم و یک پیمانکار و مشاور بررسی کنند و پول آن را هم از خزانه بگیریم و تزریق کنیم تا آن را بسازند. همین سبب شده که سدهای بزرگ را ساختهایم و الان در آنها آبی نیست. حتی در برخی مناطق سدهایی ساختهایم که آب شیرین ما را شور میکنند مثل سد گتوند خوزستان. این سد را در خوزستان علی رغم مخالفتهای مشاور اولیه ساختهایم. جابجا کردهایم و سد بزرگتر ساختهایم آب شیرین کارون را که از سد شهید عباسپور میآید شور کردهایم و آن آب را تحویل کشاورزان میدهیم. سالی ۱۰-۱۲ تن در هکتار نمک وارد مزارع میکنیم که این مزارع هم از بین میرود. مطالعات ما ناقص بوده، مهندسین مشاوری که مطالعه میکردند بیسواد و کم سواد بودهاند. به عنوان اینکه ما خیلی خودکفا هستیم و از خارجیها هم کمک نگرفتهایم، سرمایهها را در تامین آب هدر دادهایم. هم سدها را بزرگتر از ظرفیت رودخانهها ساختهایم، هم گاهی محل آنها را اشتباه انتخاب کردهایم، در برخی مواقع هم کلاً غلط ساختهایم. بخشی از سرمایه اینطور هدر رفته است. البته سد باید ساخته شود، من مخالف سدسازی نیستم. سد باید در جایی که مناسب هست و با ظرفیتی که آب داریم، ساخته شود. منتها پس از سد را هم باید مورد توجه قرار دهیم. به شبکههای انتقال توجه نکردهایم. به آب داخل مزرعه توجه نکردهایم. همه ما فکر میکنیم که کشاورز مقصر است.
برای بهتر شدن مصرف آب در
در کشوری که ۲۴۰ میلیمتر بارش داریم به میزان کمتر از یک سوم جهانی و بیش از دو برابر جهان تبخیر داریم، یعنی آب در اینجا ۶ برابر کمتر از کل جهان در دسترس است. ما اگر آب را داخل رودخانه یا کانال خاکی رها کنیم از دست میرود. این آبها باید داخل لوله منتقل شود. خوشبختانه سرمایه گذاری در کارخانجات لوله سازی کشور شده، اما مشتری ندارند چون مشتریها یا دولت هستند برای انتقال آب یا کشاورزان هستند برای شبکههای فرعی یا چاههایشان. تا جایی که اطلاع دارم بیش از ۱۶۰-۱۷۰ کارخانه لوله سازی در کشور است، اما ۲۰-۲۵ درصد فعال هستند که آن مقدار هم با کمتر از ۳۰% ظرفیتشان، یعنی چیزی حدود ۷/۵ درصد از ظرفیت این کارخانهها استفاده میکنیم. در حالیکه آبها را قربانی میکنیم. بالاخره کشورداری سخت است، برای حفاظت منابع سرمایه گذاری نیاز است. آب اصلیترین منبع تمدن کشور است. الان از جنوب البرز و شرق زاگرس تا مرزهای جنوب شرقی کشور در معرض تهدید کمی آب است. ما ۵۰۰ میلیارد مترمکعب آب استاتیک داشتیم از میلیونها سال قبل در زیر زمین. در ۳۰-۳۵ سال گذشته ۱۵۰ میلیارد مترمکعب از آن را استفاده کردهایم. باقیمانده آن هم شور است. الان هم داریم از سفرههای زیرزمینی استفاده میکنیم حدود ۱۵ میلیارد مترمکعب آن سهم نسل بعد میباشد. نباید کاری کنیم که نسل بعد کشورمان را از بعد آب نسل سوخته تلقی کنیم.
آیا در بودجه جدید در خصوص انتقال آب دیده شده است؟
تا جایی که من اطلاع دارم در خصوص انتقال بودجه جدیدی دیده نشده است، ولی در مورد داخل مزرعه امسال ۱۳۰۰ میلیارد تومان دولت برای افزایش بهره وری داخل مزرعه درنظر گرفته است. مبلغ مناسبی است اما تنها برای حدود ۲۰۰ هزار هکتار از حدود ۸/۵ میلیون هکتار مناسب است. حتی با این مبلغ بخواهیم پیش برویم چهل سال طول میکشد تا بهره وری داخل مزرعه افزایش پیدا کند در حالیکه دوران استهلاک آن ۱۵ ساله است.
با این همه اعلام خطرهایی که حضرتعالی و قطعاً کارشناسان دیگر هم انجام میدهند، چرا در خصوص انتقال آب و آبی که در مزارع استفاده میشود، سرمایه گذاری لازم انجام نمیشود؟ آیا بودجه وجود ندارد؟
در دولتهای نهم و دهم کشور ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی وجود داشت و بودجهاش به اندازه کافی بود. کل بودجه برای آب کشور اگر میخواستند سرمایه گذاری کنند، ۵۰ میلیارد دلار است.
یعنی با ۵۰ میلیارد دلار هم خطوط آبیاری را میتوان تکمیل کرد و هم مزرعه؟
بله، ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد فروش نفت و موادنفتی بوده است، به نظر من اگر ۸% آن را هم میدادند میشد ۵۶ میلیارد دلار که شبکههای آبی ما اصلاح میشد. ما واقعاً هم در انتقال و هم در مزرعه مشکل داریم. در داخل مزرعه کشاورزان ما عمدتاً کم توان هستند.
خود کشاورز نمیتواند این کار را انجام دهد؟
شاید بیش از ۹۵% کشاورزان نتوانند. آن ۵% را هم من شک دارم از عهده این کار بر بیایند. اینها را باید کمک کرد. ببینید کمبود آب در کشور قطعی است. بخشی وظیفه حاکمیت است و بخشی وظیفه مردم. چه آب شهری و چه آب کشاورزی. ما نباید خیلی تقصیر مردم بدانیم که مثلاً در شهرهای ما ۲۵۰ تا ۳۰۰ لیتر در روز آب مصرف میکنند در حالیکه در اروپا نصف این مقدار است. ما ضایعاتی که برعهده شبکه انتقال آب شهری است را به گردن مردم میاندازیم. در مخازن ۳۰۰ لیتر به مردم اختصاص میدهیم ولی مردم ۱۴۰ تا ۱۵۰ لیتر مصرف میکنند. بقیه به دلیل پوسیدگی و از بین رفتن شبکههای انتقال آب که وظیفه حاکمیت است را به حساب مردم میگذاریم. در آب کشاورزی هم همین مسئله هست. بخشی که مربوط به حاکمیت است را دولت باید سرمایه گذاری کند، بهره وری را به نزدیک صد درصد یا ۹۵% برسانیم. قسمتی که مربوط به کشاورز است، با منابع مالی و تجهیزات مناسب کمک کنیم، یک مسئله هم هست خیلی از تولیدکنندگان داخلی وقتی تقاضا بالا میرود کیفیت را به شدت پایین میآورند و کشاورز استقبال نمیکند. این بخش را هم رقابتی کنیم. تجهیزات مناسب و منابع مالی در اختیار کشاورز بگذاریم، بهره وری انتقال آب را در شبکههای یک و دو افزایش دهیم و از آن طرف به بخش کشاورزی هم فشار نیاوریم و بگوییم شما موظف هستید در همه چیز خودکفا شوید. این کشور توان خودکفایی را ندارد.
در خصوص محصولات کشاورزی و باغی به فرض که ما مدیریت آب و خطوط انتقال را بتوانیم درست کنیم و بخش کشاورزی هم آب را درست مصرف کند. این صنعت کشاورزی محصولات مورد نیاز کل کشور را میتواند تامین کند. این طور نیست؟
ما محدودیت داریم. اگر بپذیریم حدود ۹۹-۱۰۰ میلیارد مترمکعب آب تجدیدپذیر داریم. طبق ضوابط بین المللی فقط ۴۰% آن را میتوانیم مصرف کنیم. حدود ۴۰ میلیارد مترمکعب. ما آن را زیرپا میگذاریم و ۵۵ تا ۶۰% مصرف کنیم. حداکثر آبی که کشور میتواند در ده سال آتی بهره برداری کند ۵۵ تا ۶۰ میلیارد مترمکعب است. از این چند درصد سهم بخش کشاورزی باشد که وقتی میخواهیم رشد اقتصادی داشته باشیم کشاورزی نمیتواند سهم زیادی در رشد اقتصادی داشته باشد. بخش خدمات و صنعت باید توسعه پیدا کنند. این بخشها که توسعه پیدا میکنند نیاز آبی آنها افزایش پیدا میکند. یعنی حداکثر آبی که در آینده میتوانیم در بخش کشاورزی حساب کنیم حدود ۴۰ میلیارد مترمکعب است. به فرض اینکه سرمایه گذاری کردیم، تولید ماده خشک در مقابل یک مترمکعب آب از ۹۵۰ گرم موجود به ۲/۱ کیلوگرم برسانیم. یعنی ۱۲۰-۱۲۵% افزایش دهیم. تولید ما در آن صورت به اندازه تولید سال گذشته خواهد بود که ۸۲ میلیارد مترمکعب آب مصرف کردیم و برای ۳۳ میلیون نفر کالای اساسی تولید کردیم. باقیمانده را وارد کردیم. واقعاً باید سیاست گذاران به این مهم پی ببرند که به علت محدودیت آب، حتی با دو برابر شدن بهره وری به فرض که در ده سال آینده ۹۵۰ گرم را به دوکیلو و صد گرم افزایش دهیم، باز اگر امروز ۷۶ میلیون نفر جمعیت داریم که سال گذشته برای ۳۳ میلیون نفر کالای اساسی تولید کردیم، دو برابر هم بشود چون مقدار آب از ۸۰ میلیارد به چهل میلیارد در بخش کشاورزی میرسد، تقریباً ثابت میماند. یعنی بخش کشاورزی ما هرچه بیشتر فشار بیاورد تا آب بیشتر برداشت کنند، تمدن کشور را با سرعت بیشتری از بین خواهند برد. هفت هزارسال تمدن ضرورت ندارد در سی سال از بین برود.
البته در آن زمان وضعیت دریاچه ارومیه بد نبود؟!
حدود بیست میلیارد مترمکعب آب داشت که امروز دو میلیارد آب دارد. گفتم دریاچه ارومیه دارد خشک میشود. با سدهایی که ساختهاید و با بهره وریهایی که داشتهاید. من واقعاً فکر نمیکردم که ده ساله خشک شود. در نامه نوشته بودم بین ۱۵ تا بیست سال. متاسفانه در ده سال خشکید. الان هم اگر اقدامات بسیار جدی از همین امروز شروع کنیم شاید بتوانیم کشور را در شرایط پایداری نگهداریم. در سال ۱۳۴۴ سرانه آب به ازای هر نفر ۵۵۰۰ مترمکعب بود، الان به زیر ۱۶۰۰ مترمکعب رسیده است. در حالیکه در حوزه دریاچه قم که استانهای تهران، البرز، قم و مرکزی و سمنان قرار دارند این مقدار کمتر از ۸۵۰ مترمکعب میباشد. یعنی بحران قطعی. زیر ۱۷۰۰ مترمکعب سرانه آب در سال وارد بحران میشود، زیر ۱۰۰۰ مترمکعب وارد بحران مزمن میشود و زیر ۵۰۰ مترمکعب بحران قطعی است. الان استانهای شرقی بحران قطعی آب را دارند. استانهای مرکزی بحران مزمن دارند. در استانهای حوزه دریاچه نمک ۸۰۰ مترمکعب آب داریم. بحران مزمنی است که به سمت بحران قطعی میرود. خراسان رضوی ۱۰۵۰ مترمکعب آب دارد و وارد بحران مزمن میشود. اینها خطر است. اگر پیشگیری نکنیم ناچاریم از بین برویم. فشار بیهوده برای توسعه کشاورزی نیاوریم. به شرطی که رعایت برداشت آب را انجام دهیم، اگر آب را به شکل گذشته بخواهیم تاراج کنیم برای کوتاه مدت تامین غذای ۳۰-۴۰ میلیون نفر را به ۷۰ میلیون نفر برسانیم، اما مرگ سی سال آینده را به ده سال میرسانیم و این خیانت به کشور است.
با ۵۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری در حوزه مدیریت آب شاید بتوانیم در ده تا دوازده سال آینده وضع کشور را از این بحران خارج کرده و به ثباتی برسانیم. آقای دکتر در خصوص مزارع هم نظر شما این هست که دولت حتماً باید سرمایه گذاری کند چون کشاورزان توان مالی لازم برای بهره برداری بهتر از آب را ندارند، درسته؟
درست است، البته امسال ۱۳۰۰ میلیارد بودجه گذاشتهاند که فوق العاده کم است. اگر هر هکتار را متوسط ۱۳ میلیون تومان در نظر بگیریم میشود ۱۰۰ هزار هکتار. ۱۰۰ هزار هکتار در مقابل ۸/۵ میلیون هکتار کشاورزی آبی ما میشود یک هشتاد و پنجم. در حالیکه عمر اینها اگر خیلی خوب نگهداری شوند بین ۱۵ تا ۲۰ سال است. پس واقعاً باید سرمایه گذاری کرد. ما وقتی پول داشتیم سرمایه گذاری نکردیم. الان هم دولت باید توجه بیشتری کند یعنی این ۱۳۰۰ میلیارد تومان حداقل باید به ۵۰۰۰ میلیارد تومان برسد.
اگر مردم آگاه شوند، میشود تصور کنیم چند میلیون از هموطنان عزیز ما بگویند ما یارانه نمیخواهیم، یارانه ما را در بخش آب سرمایه گذاری کنید؟
متاسفانه این یارانه نخواستن در سیاستهای اخیر جواب نداد. یعنی این همه تبلیغ شد که ملت کمک کنند و یارانه نخواهند فقط یکی دو میلیون نفر منصرف شدند. به هرحال وظیفه کسانی است که در کشور حاکمیت میکنند و کشور را مدیریت میکنند. اولین مسئله در مدیریت کشور تامین آب است. قبل از مسکن و نان، آب باید تامین شود. نان که تامین شود باز هم باید آب تامین شود. بهداشت تامین شود باید آب تامین شود. آب اصلاً قابل اغماض نیست که ما در گوشهای بگذاریم و بعداً به آن رسیدگی کنیم. به هر وسیلهای منابع آب باید تامین شود که هم آب با صرفه جویی مصرف شود و هم با راندمان بالا و هم منابع پایه کشور حفظ گردد. در سال ۱۳۵۷ بیلان منفی ما تقریباً صفر بود، حدود سال ۱۳۷۶ به بیلان منفی ۲/۵ میلیارد مترمکعبی درسال رسیدیم و الان به ۱۵ میلیارد مترمکعب بیلان منفی رسیدهایم. ۱۱ میلیارد از سفرههای زیرزمینی اضافه برداشت میکنیم و ۴ میلیارد هم حقآبه تالابها را مصرف کردهایم. همه این برداشتها را هم از سپرده ثابتمان که میلیونها سال در زیر زمین بود مصرف کردهایم. ۱۵ میلیارد مترمکعب از آن کم کردیم و آبهای باقیمانده را هم شور کردیم. یعنی دیگر چیزی نداریم. کشور ناچار و موظف است قبل از هرچیزی به فکر آب باشد.


