22

خاطراتی از حسین غفاری

  • کد خبر : 3362
  • 13 آوریل 2016 - 11:49
خاطراتی از حسین غفاری

پیشنماز: شهید محمد خباز  صف اول از چپ دانش پرور، محسن رنجی ، شهید داود عبداله زاده ……………………………………………..  حسینیه اعظم ثارالله ارومیه صبح در کنار محسن رنجی نشسته بودم و روضه خوان شروع کرد به روضه خواندن.  لابلای روضه که صحبت از شهیدان شد، محسن دستم را گرفت و شدید گریه کرد. گویی تمام خاطرات […]

gif;base64,R0lGODlhAQABAAAAACH5BAEKAAEALAAAAAABAAEAAAICTAEAOw== - خاطراتی از حسین غفاری

پیشنماز: شهید محمد خباز 
صف اول از چپ دانش پرور، محسن رنجی ، شهید داود عبداله زاده
……………………………………………..
 حسینیه اعظم ثارالله ارومیه صبح در کنار محسن رنجی نشسته بودم و روضه خوان شروع کرد به روضه خواندن. 
لابلای روضه که صحبت از شهیدان شد، محسن دستم را گرفت و شدید گریه کرد. گویی تمام خاطرات جبهه و بودن در کنار محسن در یک لحظه از جلوی چشمم گذشت و دنبال آن شهیدان آمدند و …
بعد از تمام شدن روضه محسن گفت دیدی ماندیم و آنها رفتند؟!

این جاماندن همیشه آدم را می آزارد. اما حالا که مانده ایم باید کاری برای شهدا کرد. 

باید کاری برای نظام کرد. 

تصویری که همیشه برای محرم در روضه ها برای خودم می سازم جز فراق شهیدان چیزی نیست. 
نویسنده:حسین غفاری
لینک کوتاه : https://sarzaminmaniran.ir/?p=3362

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.